لجاجت در برابر حق، عامل دوزخي شدن
آدم لجباز ديگران را تحقير ميكند. يعني حرف كه ميزني ميگويد: نه، نه يعني چه؟ يعني كشك! يعني منطق ديگران را تحقير ميكند. به ديگران تهمت ميزند. «أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ» (صافات/36) پيغمبر براي اينها دليل ميآورد. ميگفت: من به خاطر حرفهاي تو تحقير ميكرد. «أَ هذَا الَّذي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولاً» (فرقان/41) عربيهايي كه ميخوانيم قرآن است. فرعون ميگفت: «أَنَا خَيْر» (زخرف/52) من بهتر هستم يا اين «مَهين» آدم مورد اهانت شده. آدم لجباز اولياي خدا را تحقير ميكند. منطق را تحقير ميكند. از چشم مردم ميافتد. گناهي را سنگين ميكند. اين هم آثار لجاجت.
نمونهها، بسياري از تفرقهها و انشعابها به خاطر لجبازي است. اين يك حزب تبديل به دو حزب ميشود. اين هيأت، هيأت حسينيه ميشود انصارالحسيني. هيأتها، حزبها، روزنامهها، خيلي از كارهايي كه انشعاب ميشود، انشعابات، تفرقهها، يعني لجبازي باعث نخ نخ شدن است.
انتقام، بسياري از انتقامها به خاطر لجبازي است. حالا كه چنين شد، پس من هم چنين ميكنم. انتقام ميگيرد. چشم و هم چشميها، رياكاريها، تبليغات نابهجا، حالا كه اينطور شد، پس من هم اين كار را ميكنم. در تبليغات رئيس جمهوري هست، در تبليغات شوراي مجلس، شوراي شهر، يعني خيلي وقتها انسان روي لج و لجبازي، حتي در بنايي، پس حالا كه چنين شد، اينطور بشود.
يك بنده خدايي شتري كشت، آبگوشتي درست كرد، قابلمه قابلمه در خانهها ميداد. يك قابلمه را هم در خانهي يكي از رؤساي قبيله برد. گفت: من خودم رئيس قبيله هستم. شما قابلمهي آبگوشت براي من آوردي؟ من خودم يك كسي هستم. لگد زد و قابلمه را زمين انداخت. به قبيلهاش گفت: به كوري چشم ايشان، دو تا شتر بكش. آن يك نفر كه اول آبگوشت پخته بود، گفت: به كوري او سه تا بكش. همينطور به كوري، به كوري صد تا شتر كشتند.حضرت امير فرمود: هيچكس از اين نخورد. بريزيد در بيابان براي شغالها. چيزي كه براساس... قرآن ميگويد: «أُسِّسَ عَلَى التَّقْوي» (توبه/108) بايد براساس تقوا باشد. حالا كه مكه رفت با من خداحافظي نكرد، من هم ديدنش نميروم. اي بابا! برو ديدنش. هركس زيارت مكه برود، ثواب مكه دارد. اگر يك كسي از كربلا آمد، من زيارتش رفتم، ثواب زيارت امام حسين را دارم. «من كان زائرنا كمن زارنا» نه ايشان رفت، خداحافظي نكرد. دختر من عروس شد چيزي نياورد، پس من هم نميبرم. پس حالا كه چنين شد، من هم چنين ميكنم. لجبازي ميكنيم. معامله ميكنيم. اين لجبازيها خيلي پير درميآورد.
___________________
منبع :
http://gharaati.ir
قاسم مندوانی(عبادی) دبیر معارف اسلامی استان خوزستان-شهرستان شادگان*فوق لیسانس تاریخ تشیع*