عکسهای صبحانه سالم2
صبحانه سالم آموزشگاه نمونه دولتی آیت ا... حسینی قمی(ره) آبان ماه94

صبحانه سالم آموزشگاه نمونه دولتی آیت ا... حسینی قمی(ره) آبان ماه94

برگزاری مراسم صبحانه سالم آموزشگاه نمونه دولتی آیت الله
حسینی قمی(ره) به روایت تصویر



بخشی از مراسم پر شور غدیر ، درخواست حسان بن ثابت بود . او به حضرت عرض کرد : یا رسول الله ، اجازه می فرمایید شعری را که درباره علی بن ابی طالب ( به مناسبت این واقعه عظیم ) سروده ام بخوانم ؟
حضرت فرمودند : بخوان ببرکت خداوند.


![]()
ميلاد فرخنده ی يازدهمين كوكب فروزان آسمان امامت و ولايت
أبا المهدي ؛ حضرت امام حسن عسگري عليه الآف التحية و السلام
بر فرزند عزيزش ؛ نور جشمان ما ؛ مهدي صاحب الزمان ( عج )
شريف و همه دوستان مبارك باد.
![]()
سری دوم عکس های مربوط به تقدیر و اردوی دانش آموزان
دبیرستان نمونه دولتی امام صادق (ع) شهرستان شادگان :

انتقل الی رحمة الله شاعر اهل البیت و
امیر الابوذیة ،الملا فاضل السکرانی عن عمر یناهز التسعین فی مدینة
الفلاحیة مساء یوم السبت ۱۶ من شهر ربیع الاول سنة ۱۴۳۴ ه.ق .
الشاعر الملا فاضل بن یعقوب السکرانی الطائی شاعراً مجیداً من أشهر شعراء
الأهواز ولد فی الفلاحیة سنة ۱۳۴۰ هـ.ق الموافق سنة ۱۳۰۲هـ.ش و هی مدینة
تاریخیة لم تخلو عبر تاریخها من الأدباء و الشعراء والمؤرخین و اللغویین
ابرزهم ابن السکیت الدورقی و الحاج هاشم الکعبی الدورقی و غیرهم. کان
شاعرنا الفقید منذ طفولته مولعاً بالشعر والأدب و یحضر الأحتفالات الأدبیة
التی تقام بالمناسبات و یسمع من شعرائها و أدبائها الأناشید الأدبیة
والتواشیح الدینیة. نظّم الشعر فی مبکر عمره و هو فی سن الحادی عشر حتى
اصبح شاعراً کبیراً و تفنن فی نظم الابوذیة حتى سمی بأمیر الابوذیة. و قد
تجاوزت شهرته الحدود الإیرانیة، فشعره فی غایة الحسن و الجمال من حیث النظم
الفنی و الصور الشعریة الجمیلة حتى بلغ مستواه الفنی إلى ما انشده کبار
الشعراء فی الوطن و خارجه على رقة و عذوبة اشعاره الشعبیة. وصل الیه الشعر
وراثة من ابیه و مجالسته مع الأدباء و انتقل إلى ابناءه. له أکثر من ۲۵۰۰
بیت شعر فی الوجدانیات و الاخلاقیات و الاجتماعیات و الهجاء و الرثاء.
نعزی جمیع محافظة خوزستان بهذا المصاب الجلل،سائلین الباری الرحمة و
الغفران لشاعرنا الفقید و الصبر و السلوان لعائلته و جمیع محبینه فی جمیع
مدن خوزستان و محبی اهل بیت الرسالة.(علیهم الصلاة و السلام) .آخر ما کتبه
شاعرنا الادیب ملافاضل :
سیری برکب شعری و لا احدی و احس اگضی بظهر سبتی و لا احدی
ابات اتحلم بموتی و لحدی الحلم ماهو حلم بل علم لیه
الفاتحه


قبر مطهر تو اگر چه خراب شد
یا بر حریم تو ستم بی حساب شد
و آن دلربا ضریح نهان در تراب شد
هرچند قلب شیعه از این غم کباب شد
هر روز قبۀ تو فروزنده تر شود
جاه و جلال و مرتبه ات زنده تر شود
« حاج غلامرضاسازگار »

عسل یک واژه عربی است که در زبان فارسی به آن انگبین می گویند . در قرآن کریم نیز عسل به عنوان موهبت الهی و شفا بخش یاد شده و حتی یک سوره به نام زنبور عسل ( نحل ) اختصاص یافته است . پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) نیز در مورد خواص عسل می فرمایند : «عسل درمان است. »

مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب
فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب
مکن اى آسمان روشن چراغ ماه را کز کین
چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب
**************************
هر که بشنیده صداى مجتبى
تا ابد شد مبتلاى مجتبى
سالها بهر حسین باید گریست
تا کنى درک عزاى مجتبى

او
از طايفه خزرج و از فرزندان انصار مدينه بود. وي همراه پدر و مادرش از مکه
تا کربلا ملازم حضرت امام حسين عليه السلام بود. عمر پس از شهادت پدرش، به
حضور امام عليه السلام رسيد و اجازه نبرد با دشمن را خواست، امام عليه
السلام فرمود: «اين نوجوان که پدرش در حمله نخست کشته شده است شايد مادرش
راضي نباشد.» عمر جواب داد: «ان امي امرتني» يعني مادرم امر کرده که عازم
ميدان جهاد شوم. آنگاه امام عليه السلام اجازه فرمودند و او عازم ميدان شده
و اين رجز را خواند:«امير من امام حسين عليه السلام هست و چه خوب اميري مي
باشد. او مايه شادي دل پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و بشير و نذير
بود. پدر و مادرش حضرت علي عليه السلام و حضرت فاطمه عليهاالسلام هست. آيا
شبيهي براي امير من مي شناسيد؟!امروز رنگين مي شود از خون آدمهاي پستي که
قرآن را به خاطر يارياشرار ترک کردند. قسم به الله، پروردگارم که پيوسته مي
زنم فاسقين را با شمشيري بران و تيز.»او سپس جهاد کرده و به شهادت
رسيد.دشمن سرش را از تن جدا کرده بسوي خيمه ها انداخت، مادرش سر بريده
نوجوانش را برداشت و پس از آنکه پاک نمود گفت: احسنت پسرم؛ اي مايه شادي
دلم و نور چشمم و سپس سر را به سوي يکي از لشکريان دشمن که در آن نزديکي
بود انداخت و او را به هلاکت رسانيد آنگاه به سوي خيمه ها بازگشت و چوبي به
دست گرفت. او پس از آنکه دو نفر را مضروب ساخت به دستور امام عليه السلام
به سوي خيمه ها بازگشت.
هذا الذي تعرف البطحاء وطأته
والبيت يعرفه والحل والحرمُ
هذا ابن خير عباد الله كلّهم
هذا التقيّ النقيّ الطاهر العلمُ
إذا رأته قريش قال قائلها:
إلى مكارم هذا ينتهي الكرمُ
ينمى إلى ذروة العزّ التي قصُرت
عن نيلها عرب الإسلام والعجمُ
يكاد يمسكه عرفان راحته
ركن الحطيم إذا ما جاء يستلمُ
في كفّه خيزران ريحه عبقُ
من كفّ اروع في عرنينه شممُ
مرويست که منهال بن عمر کوفي در مدينه طيبه به خدمت امام زين العابدين عليه السلام رسيد آن حضرت از وي خبر مختار را پرسيد، عرض کرد: بر مسند حکومت متمکن است هر روز جمعي از دشمنان شما را به قتل مي رساند.فرمود: که حرملة بن کاهل الاسدي زنده است؟ عرض کرد: بلي آن حضرت فرمود: خدايا او را تيزي آتش بچشان و آن بدبختي بود که سر مبارک امام حسين عليه السلام را به دمشق مي برد و در آن راه شماتت بسيار کرده بود. راوي مي گويد: چون به حوالي کوفه رسيدم ديدم که در بيرون شهر مختار سوار ايستاده و جمعي کثير در خدمتش ايستاده و چنان يافتم که انتظاري دارد پس سلام کردم و ايستادم بعد از لحظه اي ديدم که حرمله ي پليد را دست بسته آوردند، مختار شعف بسيار نموده گفت: الحمد لله که خدا مرا بر تو مسلط گردانيد پس فرمود تا پشته هاي ني آورده آتشي عظيم برافروختند و آن لعين را بند از بند جدا کردند و در آتش انداختند من چون اين سخن از امام عليه السلام شنيده بودم و اين کار مختار را ديدم تبسم نمودم مختار را نظر بر من افتاد وجه تبسم از من پرسيد؟ عرض کردم .مختار مرا مکرر قسم داد که آنچه مي گويي از آن حضرت شنيدي من قسمها خوردم که آنچه گفتم بيان واقع است پس مختار از اسب فرودآمد دو رکعت نماز گزارده سجده شکر بجاي آورد و زماني طويل روي به خاک مي ماليد و مي گريست.
خلاصه سؤال : اگر فرشتگان و پیامبران میتوانند هر روز خود امام حسین(ع) را در عالم برزخ ملاقات کنند، پس چرا برای زیارت قبر ایشان به کربلا میآیند؟
پس از شهادت ابا عبدالله «ع »، سپاه کوفه قساوت و دشمني را به اوج رساندند و سر مطهر آن حضرت را از پيکر جدا کردند، سپس به دستور عمر سعد، پيکر آن امام را زير سم اسبها له کردند.اين سر مقدس، همراه سرهاي ديگر شهدا بر نيزه ها شد و در کوفه و شام و شهرهاي ديگر گرداندند تا ديگران را بترسانند.سر مطهر سيد الشهدا «ع » ماجراهاي مختلفي در حادثه کربلا دارد، اينکه سر آن حضرت را از پشت گردن مي برند، بر نيزه مي کنند، خولي سر را به خانه خويش برده در اتاقي يا تنوري پنهان مي کند، سر امام بر فراز ني در کوچه هاي کوفه قرآن تلاوت مي کند، نزد ابن زياد، بر طشت طلا نهاده مي شود، درراه شام در دير راهب سبب مسلمان شدن قنسرين مي شود، در کاخ يزيد، بر طشت نهاده نزد او مي آورند، يزيد با خيزران بر آن سر و لبها مي زند، در خرابه شام نزد رقيه دختر امام حسين برده مي شود و... هر کدام موضوعي است که دستمايه بسياري از مرثيه هاي سوزناک گشته و درباره اين وقايع، شعرها و نوحه هاي بسيار سروده اند.اين که سر مطهر کجا دفن شد، ميان محققان نظر واحدي نيست.برخي بر اين عقيده اندکه سر را از شام به کربلا آوردند و به بدن ملحق ساختند (نظر سيد مرتضي)، برخي معتقدند در کوفه، نزديک قبر امير المؤمنين «ع» دفن شد و برخي هم جاهاي ديگر راگفته اند.در شام، محلي به نام جايگاه سر مطهر معروف است که محل عبادت است. برخي هم مدفن سر را در مصر، مسجد راس الحسين مي دانند و براي کيفيت انتقال آن به آن منطقه، تاريخچه اي را ذکر مي کنند. اما مشهور آن است که سر را به کربلا آوردند و کنار پيکر دفن شد و اين را جمعي از علما در تاليفاتشان آورده اند
به قول نير اسلم اسلم بن عمرو ترکي از غلامان امام حسين عليه السلام بود. که او را به فرزندش حضرت علي بن الحسين عليه السلام بخشيد. احتمالا منظور طبري از سليمان «اسلم» باشد.اسلم از مدينه تا مکه و کربلا به همراه امام عليه السلام مهاجرت کرد تا اين که در روز عاشورا بعد از جهادي سخت جمعي از دشمنان را به هلاکت رسانيد و خود نيز به شهادت رسيد. او در روز عاشورا از حضرت امام حسين عليه السلام اجازه جهاد خواست، آن حضرت فرمود از امام سجاد عليه السلام اجازه بگير، او از حضرت امام زين العابدين عليه السلام اجازه گرفت و اهل حرم را وداع کرد و عازم ميدان شد . او بعد از نبردي سخت، به خدمت امام سجاد عليه السلام بازگشت، چون آن حضرت نگران غلامش بود و حتي پرده خيمه را کنار زده و نبرد او را نظاره مي کرد، اسلم دوباره از آن حضرت وداع کرده و براي دومين مرتبه عازم ميدان شده و جهاد سختي کرد و بعد از مدتي بر اثر جراحات زياد و شدت عطش بر زمين افتاد. حضرت سيدالشهداء عليه السلام چون عقاب بر سر او حاضر شده و از اسب فروآمد و بر او گريست و چهره مبارک خود را بر گونه او گذاشت، اسم هنوز رمقي در جان داشت، چشم گشود، تبسمي کرد و گفت: کيست مثل من که فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم صورت به صورت من نهاده است؟ آن گاه جان به جان آفرين تسليم کرده و به شهادت رسيد.
محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت

رضي الدين علي فرزند موسي بن طاووس از زهاد و علماي بنام اسلام است. وقتي مستنصر عباسي از وجود شخصيت او آگاه شد، از وي خواست مفتي اعظم مملکت اسلامي شود و مردم را در امور ديني فتوا دهد. رضي الدين دعوت خليفه را رد کرد و به دنبال آن از قبول منصب نقابت نيز خودداري کرد. رضي الدين پس از مدتي اقامت در حله با زن و فرزندان خود به نجف اشرف مشرف شد و سه سال در آنجا با حالت انزوا و گوشه گيري به سر آورد آنگاه به کربلا رفت و سه سال هم در آن جا اقامت گزيد. سيد بن طاووس از جمله کساني است که به عاشورا و قيام حسيني از منظر عرفان، نظر انداخته است.سيد بن طاووس، در مبناي انديشه ي عرفاني خود درباره ي عاشورا مي نويسد: «و چون بينند که زندگي دنيا، آنان را از پيروي خواسته ي خداوند مانع است و ماندن در اين عالم، ميان آنان و بخشش هاي خداوند، حايل است؛ بي تأمل، جامه ي ماندن از تن برکنند و حلقه بر درهاي ديدار بکوبند و از اين که در راه رسيدن به اين رستگاري تا سرحد جانبازي فداکاري مي کنند و خود را در معرض خطر شمشيرها و نيزه ها قرار مي دهند، لذت مي برند. مرغ جان مردان صحنه ي کربلا در اوج چنين شرافتي به پرواز درآمد که براي جانبازي، از يکديگر پيشي مي گرفتند و جانهاشان را در برابر نيزه ها و شمشيرها به يغما مي دادند».
شام به سرزمين منطقه سوريه، فلسطين، لبنان، اردن و اطراف آنها گفته مي شده است. شامات هم مي گويند.اين سرزمين در صدر اسلام فتح شد و معاويه در دوره عثمان والي آنجا بود و امويان از آن پس بر آن منطقه استيلا يافتند و از حکومت مشروع علي «ع» سر برتافتند. دمشق، پايتخت امويان بود.يزيد هم آنجا حکومت مي کرد. اهل بيت سيد الشهدا «ع» پس از واقعه کربلا که به اسارت دشمن در آمدند، ابتدا به کوفه و از آنجا به شام برده شدند و چند روزي در دمشق اقامت کردند.ديدارشان با يزيد در دار الخلافه در همين شهر بود که حضرت زينب و امام سجاد «ع» در بارگاه يزيد خطبه خواندند و يزيد را رسوا ساختند. قبر حضرت زينب و رقيه که هر دو بصورت حرم و زيارتگاه شيعه است، در شام است.قبر رقيه نزديک مسجد جامع دمشق و حرم حضرت زينب در زينبيه، بيرون از دمشق است. سفر به شام براي اهل بيت حسين «ع » بسيار تلخ و مصيبتهاي دوران اسارت در اين ديار، برايشان از سختترين مصيبتها بوده است.وقتي از امام سجاد پرسيدند: در سفر کربلا، سختترين مصيبتهاي شما کجا بود، سه بار فرمود: «الشام، الشام، الشام».
آفتاب: علیاصغر فانی وزیر آموزش و پرورش به مناسبت 13 آبان روز دانشآموز پیامی صادر کرد؛ در این پیام آمده است:
«فرزندان
عزیزم! من به شما فرزندان سرزمینم افتخار میکنم به شما که از تبار
آزادگان و نام آوران تاریخ سرزمین بزرگمان ایران اسلامی هستید؛ شما را بزرگ
میشمارم که طلایهداران گهوارهای دیروز امام روح الله(ره) و سربازان
امروز امام خامنهای هستید.
من به شما میبالم که در جستجوی فهم
درست زندگی در مسیر روشن ایمان گام بر میدارید، دشنام به شب و نفرین به
ستم و انتظار نور و امید را از کتاب انقلاب اسلامی فرا گرفتید؛ من شما را
میستایم که درس ظلم ستیزی را از سرور شهیدان عالم حضرت سید الشهدا(ع) به
درستی آموختهاید.
من به شما افتخار میکنم که در روزهای سخت مبارزه
با استکبار با مشتهای گره کرده همچون صنوبران تناور ایستادگی کردید،
یاران صدیق شما با خون سرخ خود در کف خیابانها، طاغوت را سرنگون کردند و و
دیگر یاران مومن و با وفایتان هیمنه سالیان سال قلدری و خوی مستکبری را
شکستند.
گوش به فرمان ولایت همچنان پرتوان و پرنشاط در صحنه باشید که فتح و ظفر نزدیک است؛ روزتان مبارک، چشمانتان پر از امید و روشنایی».
________________
منبع :
http://aftabnews.ir
حضرت حاج آقاسيد وليّ الله طبسي رضوان الله تعالي عليه فرمودند:
در اواخر دولت عثماني كربلا غرق در بلا و ابتلا و گرفتاري بود و اهالي آن با حكومت (در واقعه حمزه بيك كه معروف بود) در مجادله بودند.
من با چند سر عائله در نهايت فقر و سختي بسر مي برديم . ضمناً هر هفته عصرهاي جمعه روضه مان ترك نمي شد و هر چه كه مي توانستم و اقتضاي حال بود و لو خرما به مجلس مي آوردم . يك هفته اي قدري خرماي زاهدي براي مجلس ذخيره كرده بودم ، از قضاء چند نفر از اعراب توابع كربلا كه از ترس جنگ به آقا حضرت عباس (ع) پناهنده شده بودند، مهماني به منزل ما آمدند. (چون خانه ما در جوار آن حضرت بود). در خانه چيزي نبود مجبور شدم با خرماهاي زاهدي از آنها پذيرائي كنم .
