آیاتی را از قرآن در اثبات امامت امام علی(ع) بیان فرمائید؟


تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب اهل سنت نقل شده است، بهترین راه برای اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت می باشد. در این راستا باید ببینید دلالت و مفاد آیه چیست و برای فهم مفاد و مدلول آیات، توجه به قرائن لفظیه و حالیه و روایاتی که شان نزول، تفسیر، مصداق آیات را بیان می کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردارند.

ادامه نوشته

تحدّی در قرآن


به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد. درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمانها و زمين است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ما قرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.


ادامه نوشته

عوامل ستيز و مقابله با فرهنگ مهدويت


1 ـ جهل و بى اطلاعى

 «الناس اعداء ما جهلوا; مردم با آنچه نمى دانند، دشمن هستند.»(1)

پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) در مقابل دشمنى‌ها و ستيزه جويى هاى دشمنان چنين با خدا مناجات مى كند: اللهم اهد قومى فانهم لايعلمون(2).

نگاهى گذرا به تاريخ پيامبران و اوصياء آنان(عليهم السلام)، به خوبى روشن مى سازد كه بسيارى افراد به دليل ناآگاهى و جهل و... و عدم شناخت، نه از سر عناد و لجاجت، با آنان به دشمنى پرداخته اند: پيرمرد شامى، چون اسراى كربلا را در ميان شهر خود ديد، زبان به شكر خدا گشود: امام سجاد(عليه السلام)خود و همراهان و شهدا را معرفى نمود; پيرمرد شرمنده شد و فرياد پشيمانى سرداد و...(3) اين نمونه‌ها در تاريخ بسيارند.


ادامه نوشته

نقش دعا در تعجيل فرج


ما، شبى دست بر آريم و دعايى بكنيم   غم هجران تو را چاره زجايى بكنيم

سايه ى طائرِ كم حوصله، كارى نكند  طلب از سايه ى ميمون هُمايى بكنيم(1)

محبّت و حكمت و عزّت كه تجلّيّاتى از جلوه‌هاى الله است، زمان ظهور را تعيين مى‌كند. از طرف معصومان(عليهم السلام)، زمانى براى ظهور تعيين نشده است. تنها آمادگى و زمينه سازى سريع تر، همراه دعا و التجا به درگاه خدا، لحظه ى ظهور را نزديك مى‌كند. حضرت صاحب الامر(عليه السلام) در توقيعى كه خطاب به اسحاق بن يعقوب صادر شده، مى‌فرمايد: وأكثروا الدّعاء بتعجيل الفرج؛ فإنّ ذلك فرجكم.(2)

امام حسن عسكرى(عليه السلام) نيز دعا براى تعجيل فرج را شرط رهايى از فتنه‌هاى دوران غيبت دانسته، مى‌فرمايد:

به خدا سوگند! غيبتى خواهد داشت كه در آن، تنها كسانى از هلاكت نجات مى‌يابند كه خداوند او را بر قول به امامتش ثابت قدم داشته، در دعا براى تعجيل فرجش، موفّق كرده است.(3)

دعا براى تعجيل فرج، از چنان اهميّتى برخوردار است كه امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد:

هر كس، بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگويد: خداوندا، بر محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) و خاندان او درود فرست و در فرج ايشان شتاب كن، نميرد تا قائم را دريابد.(4)

بنابراين، شيعه ى منتظر، بايد در طول شبانه روز، اوقات نماز و همه ى ايّامى كه در آن‌ها به دعا سفارش شده، دعا براى تعجيل فرج را يك تكليف و وظيفه ى مهمِّ عصرِ غيبت بداند و آن را فراموش نكند. دعا براى تعجيل فرج، دعاى هميشگى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه ى اطهار(عليهم السلام) و ملائكه ى آسمان‌ها بوده و هست.(5)

به هر تقدير، كسانى كه خواستار ديدن عصاره ى خلقتند،(6) طالب حضور بهترين آفريده ى خدايند را، به دعا براى تعجيل فرجش روى مى‌آورند. چون، تأثير دعا در نزديك شدن فرج را باور كرده‌اند.

در ميان بنى اسرائيل، دعا سبب شد تا حضرت موسى(عليه السلام) صد و هفتاد سال زودتر از وقت تعيين شده، براى نجات بنى اسرائيل برانگيخته شود؛(7) كه در اين امّت، خود امام موعود(عج) هم اصرار بر ظهور دارند و در چيدن پايه‌هاى آن، مخفيانه مى‌كوشند.

آرى، سرانجام، انتظار، پايان مى‌پذيرد و سپيدى بر سياهى پيروز مى‌گردد.

به اميد آن روز.



1. حافظ.

2. كمال الدين، ص 485، الغيبة، شيخ طوسى، ص 292 و 293.

3. كمال الدين، ج 52 ، ص 24; بحارالأنوار، ص 384.

4. مصباح المتهجّد، ص 368، ح 108; بحارالأنوار، ج 86 ، ص 77، ح 11.

5. مكيال المكارم، ج 1، ص 393.

6. الغيبة، نعمانى، ص 13; هر كس بخواهد عصاره ى خلقت، بهترين خلائق از آدم و شيث تا نوح و فرزندش سام و ابراهيم و اسماعيل تا موسى و يوشع و عيسى و شمعون تا محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) و على(عليه السلام) تا حسن و حسين(عليهما السلام) و تا ائمه ى اطهار(عليهم السلام) را ببيند، اين همه در يك نفر جمع شده است و آن، وجود مبارك مهدى «عج» است.

7. بحارالأنوار، ج 52، ص 131; عن تفسير العياشي، عن الفضل بن أبي قره. قال: سمعتُ أبا عبدالله(عليه السلام)يقول: أوحى اللّه إلى إبراهيم أنّه سيولد لك. فقال لسارة. فقالت: (أ  ألدُ و أنا عجوز). فأوحى اللّه إليه أنّها سَتَلِدُ و يعذّب أولادها أربعمأة سنَةً. فلمّا طال على بنى اسرائيل العذابَ، ضجّوا وَ بَكَوا اِلى اللّه أربعين صباحاً، فأوحى اللّه الى موسى و هارون يخلّصهم من فرعون فخطّ عنهم سبعين و مأة سنة. قال: فقال أبوعبدالله(عليه السلام): هكذا أنتم لوفعلتم، لَفَرج اللّه عنّا. فأمّا إذا لم تكونوا، فإنَّ الاَمر ينتهى إلى منتهاه.

امام عصر (عج) در آينه قرآن


قرآن كريم، چشمه زلال ناب ترين معارف الهي و ماندگارترين حكمت‌ها و دانش‌هاي مورد نياز بشر است. كتابي است سراسر راستي و درستي كه خبرهاي گذشته و آينده جهان را بيان كرده است و هيچ حقيقتي را فروگذار نكرده است. البته روشن است كه حجم بسيار گسترده حقايق عالم در ژرفاي آيات الهي نهفته است و تنها آن‌ها كه به عمق معاني آن دست يابند به آن واقعيات پي خواهند برد و آنان اهل قرآن و مفسران حقيقي آن يعني پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) و خاندان پاك او هستند.

قيام و انقلاب آخرين سفير الهي از بزرگترين حقايق جهان است كه در آيات فراواني از قرآن كريم به آن اشاره شده و روايات بسياري در تفسير آن آيات نقل گرديده است كه به چند نمونه اشاره مي‌كنيم:


ادامه نوشته

چرا نام مهدى(عج) به صراحت در قرآن نيامده است ؟


با همه اين تفاصيل، چرا نام مهدى(عج) به صراحت در قرآن نيامده تا جلوى انكار خيلى ها گرفته شود؟ آيا اگر نام مهدى(عج) ذكر مى شد، مردم آن را بهتر و راحت تر نمى پذيرفتند؟ شبيه همين سؤال درباره ولايت مولا على(عليه السلام) نيز مطرح است.

در پاسخ بايد گفت: قرآن براى معرفى شخصيت ها به مقتضيات حكمت و بلاغت، از سه راه استفاده كرده است:

ادامه نوشته

دعای امام رضا (ع) برای امام زمان(عج)


یونس بن عبدالرحمان از امام رضا علیه‌السلا‌م روایت کرده که آن حضرت به دعا برای صاحب‌الزمان علیه‌السلا‌م امرمی‌فرمود و یکی از دعاهای ایشان برای آن حضرت چنین بود:

پروردگارا! بر محمّد و خاندانش درود فرست‚ و از دوستت‚ خلیفه‌ات‚ حجّتت بر خلقت‚ و آن زبانی که معرف توست و گویای حکمت تو‚ و آن چشم بینای تو در میان مخلوقاتت‚ و گواه بر بندگانت... بزرگمرد مجاهد کوشا‚ بنده پناهنده به تو‚ دفاع کن.

خداوندا! او را از شرّ آنچه آفریدی و پدید آوردی و ایجاد نمودی و پروراندی و تصویر نمودی در امان دار‚ و او را از پیش رو و پشت سر و از راست و چپ‚ و بالا‌ و پایین محافظت فرما‚ آن‌گونه که هرکه در حفاظت تو باشد ضایع نگردد.

ادامه نوشته

در قرآن کریم در یک آیه می‌فرماید مشتبها و غیر متشابه و در آیه دیگر می‌فرماید: متشابها و غیر متشابه،


در آیه قرآن خداوند می‌فرماید: «وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِکُمْ لآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ». و در آیه دیگر می فرماید: «وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ». در آیه اول خداوند می¬فرماید: مشتبها و غیر متشابه و در آیه دوم می‌فرماید: متشابها و غیر متشابه، فرق بین این دو معنا چیست؟

خداوند در یکی از آیات قرآن، گوشه‌ای از شگفتی‌های جهان را این‌گونه بیان می‌دارد: «وَ هُوَ الَّذِى أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نخُّرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّترَاكِبًا وَ مِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَ غَير مُتَشَابِهٍ ...».[1] همچنین در آیه دیگری و در همین موضوع آورده: «وَ هُوَ الَّذي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ ...».[2]
اما اختلاف تعبیر در دو آیه که در آیه اول می‌گوید: «مُشْتَبِهًا وَ غَير مُتَشَابِهٍ» ولی در آیه دوم «مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ» چندان اختلاف معنایی را به وجود نمی‌آورد؛ زیرا دانشمندان علم لغت کلمه «مُشْتَبِهًا» را تقریبا هم معنا با کلمه «مُتَشابِهاً» دانسته‌اند.[3] مفسران نیز «مُشْتَبِهًا» را به همان متشابه بودن تفسیر کرده‌اند.[4]
بنابراین، این دو کلمه تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند، البته اختلاف تعبیر و استفاده از الفاظ مختلف خود نشانه‌ای از بلاغت کلام است که شاید چنین بلاغتی مراد پروردگار از چنین تفاوتی در کلمات و عبارات باشد.
 

[1]. انعام، 99: «و اوست كه از آسمان آبى فرستاد، و به وسيله آن گياهان گوناگون را [از زمين‏] رويانديم، و از آن ساقه‏ها و شاخه‏هاى سبز درآورديم، و از آن دانه‏هاى متراكم را خارج مى‏كنيم، و از شكوفه درخت خرما خوشه‏هاى سر و رو هشته [به وجود مى‏آوريم‏]، و باغ‏هايى از انگور و زيتون و انار شبيه به هم و بى‏شباهت به هم [بيرون مى‏آوريم‏] ... ».
[2]. انعام، 141: «و اوست كه باغ‏هايى [كه درختانش برافراشته‏] بر داربست و باغ‏هايى [كه درختانش‏] بدون داربست [است‏]، و درخت خرما، و كشتزار با محصولات گوناگون، و زيتون، و انار شبيه به هم و بى‏شباهت به هم را پديد آورد ... ».
[3]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص 443، دارالعلم‏، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، 1412ق.
[4]. فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق: اعلمی، حسین، ج 2، ص 143، انتشارات الصدر، تهران، چاپ دوم، 1415ق؛ شبر، سید عبد الله، تفسیر القرآن الکریم، ص 161، دار البلاغة للطباعة و النشر، بیروت، چاپ اول، 1412ق؛ ‏زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 2، ص 52، دار الکتاب العربی، بیروت، چاپ سوم، 1407ق.

منبع اصلی :
http://islamquest.net

سؤالات درس 9 تا 16 دین و زندگی (3) با پاسخ تشریحی



روی لینک ذیل کلیک نمایید :


دین و زندگی (3) بر اساس چاپ 90


ابوذر غفاری


ابوذر غفاری از اصحاب بزرگ پیامبر اکرم(ص) بود که در همان اوائل دعوت پیامبر(ص) به اسلام گروید و جزو نخستین مسلمانان به شمار می‌آمد.[1]

مشهور مورخان نام کامل او را چنین ذکر کرده‌اند: جندب بن جنادة بن قيس بن عمرو بن مليل بن صعير بن حرام بن غفار که به ابوذر غفاری معروف شد.[2] مادر ابوذر نیز از قبیله بنی غفار، به نام رمله دختر وقیعه بود.[3] او قبل از بعثت پیامبر اسلام(ص) نیز خداپرست بوده و در نتیجه آشنایی با پیامبر، به اسلام گروید.[4] ابوذر برخلاف دیگر مسلمانان، بعد از اسلام آوردن، در مکه نماند و به قبیله خود بازگشت و حتی بعد از هجرت پیامبر به مدینه نیز به آنجا نرفت و در زمان جنگ‌هایی چون بدر، احد و خندق نیز در میان قبیله خود بود، تا این‌که بعد از جنگ خندق نزد پیامبر(ص) آمد و تا زمان رحلتشان با ایشان بود. [5] او همچنین تا زمان مرگ ابوبکر؛ خلیفه اول در مدینه به سر می­برد.[6]

ادامه نوشته

خسف بیدا

یکی از علایمی که برای ظهور حضرت مهدی به آن اشاره شده خسف بیداء است. واژة «خسف» به معنای فرو رفتن در زمین و «بیداء» نام منطقه­ ای بین مکه و مدینه است. از این نشانه به عنوان یکی از نشانه­ های حتمی ظهور یاد شده و در روایات متعدد به آن اشاره شده است. البته باید توجه داشت که این نشانه در کنار سایر علایم حتمی معمولاً ذکر می­ شود و یکی از پنج علامتی است که در روایات متعدد به عنوان 5 علامت قبل از ظهور از آنها نام برده شده است. در اکثر روایات فقط نام این نشانه ذکر شده و معمولاً از ویژگی آن چیزی به میان نیامده است و فقط در روایات محدودی به توضیح پیرامون آن پرداخته شده است.

منظور از این نشانه که حالتی اعجاز گونه دارد این است که لشکری از سفیانی به قصد جنگ با امام زمان علیه السلام عازم مکّه می­ شوند، و در منطقة بیداء به امر خدا به زمین فرو می­ر وند. مرحوم نعمانی در کتاب غیبت خود در باب 14 حدیثی طولانی ذکر می­ کند. این حدیث که روایت 67 است دارای سندهای متعدد است و برخی از سندها معتبر می­ باشند از امام باقر علیه السلام نقل شده که قسمتی از آن امام می­ فرماید «فَیَنزِلُ اَمیرُ جَیشِ السُفیانیَّ البَیداءَ فَنادی منادٍ مِنَ السَّماء : یا بَیداء اُبیدِی القَومَ. فَیَخُسِفُ بِهِمُ.... پس فرود می­ آید سپاه سفیانی در بیداء پس ندا دهنده ­ای از آسمان ندا می­ دهد: ای بیداء آن قوم را از بین ببر. پس آن دشت آنها را به درون خود  می­ برد.

این علامت آنقدر مورد اعتماد علما و فقها بوده است که در کتب فقهی خود در باب صلوة در مکان مکروه به این مکان اشاه کرده و ضمن بیان کراهت نماز در آنجا اشاره کرده ­اند که لشکر سفیانی در این منطقه به زمین فرو می­ رود.

_______________

منبع :

http://www.mahdaviat.org

امام مهدي علیه السلام در نگاه ديگران


خوشتر آن باشد كه سرّ دلبران

گفته آيد در حديث ديگران

موضوع امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و قيام و انقلاب جهاني او نه تنها در كتاب‌هاي شيعه بلكه در فرهنگ اعتقادي ساير فرقه‌هاي اسلامي نيز بيان گرديده و درباره آن به طور گسترده گفتگو شده است. آنان نيز به وجود و ظهور مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) كه از دودمان پاك پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)( 1 ) است معتقدند براي آشكار شدن ميزانِ باور اهل سنّت به مهدي موعود(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بايد به آثار دانشمندان بزرگ ايشان مراجعه كرد. بسياري از مفسّران سنّي در كتاب‌هاي تفسيري خود تصريح كرده‌اند كه بعضي از آيات قرآن به ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در آخرالزّمان اشاره دارد مانند فخر رازي( 2 ) و قرطبي( 3 ).

همچنين اكثر محدثان ايشان، احاديث مربوط به امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را در كتاب‌هاي خود آورده‌اند كه در ميان آنها، معتبرترين كتاب‌هاي اهل سنّت وجود دارد مانند «صحاح ستّه»( 4 ) و مُسند احمدبن حنبل پيشواي مذهب حنبلي.

بعضي ديگر از دانشمندان اهل سنّت در گذشته و حال، كتاب هايي مستقل در موضوع امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نوشته‌اند مثل ابونعيم اصفهاني در مجموعه الأربعين (چهل حديث) و سيوطي در كتاب «العرف الوردي في اخبار المهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف).

نكته قابل توجه اينكه، بعضي از علماي اهل سنّت در مقام دفاع از عقيده مهدويت و ردّ منكران اين عقيده، كتاب و مقاله نوشته‌اند و با بيانات علمي و شواهد روائي، جريان امام مهدي را از امور قطعي و غيرقابل انكار دانسته‌اند همچون «محمد صديق مغربي» كه در ردّ گفتار «ابن خلدون» كتابي نگاشته و به سختي از او انتقاد كرده است.( 5 )

اينها نمونه هايي از موضع اهل سنّت در برابر مسئله مهدويت است.

تنها دو روايت نقل مي‌كنيم كه در كتاب‌هاي مشهور و مورد اعتماد اهل سنّت آمده است:

پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

«اگر از ]عمر دنيا تنها يك روز مانده باشد حتماً خداوند آن روز را طولاني كند تا آنكه مردي از خاندان مرا در آن برانگيزد كه هم نام من است.»( 6 )

و نيز آن حضرت فرمود:

«مردي از خاندان من قيام مي‌كند كه در نام و سيرت شبيه من است. او جهان را[ پر از عدل و داد خواهد كرد همانگونه كه از ظلم و ستم لبريز گشته باشد.»( 7 )

گفتني است كه اعتقاد به ظهور مصلح و منجي كه در پايان دنيا ظهور كرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد يك اعتقاد جهاني و همگاني است و پيروان راستين همه اديان آسماني بر اساس تعاليم كتاب‌هاي ديني خود منتظر قيام آن موعود بزرگ هستند. در كتاب‌هاي مقدّس زبور، تورات، انجيل و نيز كتاب‌هاي هندوها و زرتشتيان و برهمائيان به ظهور منجي بزرگ جهان اشاره شده است. البته هر ملتي براي او لقبي مخصوص گفته‌اند. زرتشتيان او را به نام «سوشيانس» يعني نجات دهنده جهان و مسيحيان به نام «مسيح موعود» و يهود به نام «سرور ميكائيلي» مي‌شناسند.

بخشي از عبارات «جاماسب نامه» از كتاب‌هاي مقدّس زرتشت چنين است:

«پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه‌هاي مكه پيدا شود... و با بندگان خود چيز خورد و به روش بندگان نشيند... و دين او اشرف اديان باشد و كتاب او باطل كند همه كتاب‌ها را... و از فرزندان دختر پيغمبر كه خورشيد جهان و شاه زمان نام دارد، كسي پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد... و دولت او تا به قيامت متصل باشد...».( 8 )

 

-----------------------------------------------------

1. المستدرك على الصحيحين، ج 4، ص 557.

2. التفسير الكبير، ج 16، ص 40.

3. تفسير القراطبى، ج 8، ص 121.

4. يعنى صحيحهاى شش گانه. صحاح ستّه، عنوان عمومى شش مجموعه بزرگ، از كتب حديث است كه در نزد اهل سنّت، موثق ترين كتابهاى حديث هستند و عبارتند از: «صحيح بخارى، صحيح مسلم، سنن ابوداود، سنن ابن ماجه، سُنن نسائى، جامع ترمذى». اهل سنت، احاديث نقل شده در اين كتابها را، «صحيح» دانسته و سخن پيامبر اكرم9 مى دانند و پس از قرآن كريم، آنها را معتبرترين كتاب مى خوانند.

5. «ابن خلدون» جامعه شناس بزرگ اهل سنّت است و به پاره اى از روايات امام مهدى(عليه السلام)اشكال كرده و آنها را ضعيف شمرده است و با وجود اينكه بعضى از روايات مربوط به حضرت مهدى(عليه السلام) را صحيح دانسته در مسئله مهدويت تشكيك كرده است. «محمّد صديق مغربى» در كتابى با عنوان «ابراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون» سخنان او را رد كرده است.

همچنين «عبدالمحسن بن حمد العباد» در مقاله اى تحت عنوان «الردّ على من كذب بالاحاديث الصحيحه الواردة فى المهدى» به شبهات ابن خلدون پاسخ گفته است.

6. سنن ابوداود، ج 2، ح 4282، ص 106.

7. معجم كبير، ج 10، ح 10229، ص 83.

8. اديان و مهدويت، ص 21.

 

گفت‌وگو با یک خانواده جوان قرآني


«صدايش آرام بود، او آيه به آيه مي خواند و من خط به خطش را در ذهنم معني مي کردم...وقتي تلاوتش تمام شد و سرش را بالا آورد تا واکنشم را ببيند، فهميدم که در همين چند دقيقه همراه صوت زيبايِ ترتيلش لب خواني مي کرده ام...


شايد بپرسيد چه شد که وسط جلسه خواستگاري شروع به تلاوت قرآن کرد، راستش را بخواهيد، نقشه مادربزرگ بود. خدابيامرز از آن زن هايي بود که سرد و گرم روزگار را طوري چشيده بود که مي گفت اگر به چشمان کسي نگاه کنم، مي فهمم که عيارش چند است؟

راست مي گفت... در همان جلسه بود که از «مهدي» خواست اگر حافظ قرآن است، مهارتش را نشان دهد و دست گذاشت روي آياتي از قرآن که چند ساعت قبل از آن، حجت الاسلام قرائتي در يک برنامه تلويزيوني به تفسير آن ها پرداخته بود آياتي از سوره مريم حرف که به اينجا مي رسد، نفسي تازه مي کند.

 «سعيده خادم زاده» را مي گويم. يک سرِ قصه اين هفته «خانواده ايراني». همان ابتداي صحبت مان، ياد روز خواستگاري اش مي افتد. حالا هم ساکت نشسته، روبه رويمان، انگار که بخواهد خاطراتي را که در يک نفس برايمان گفته، آهسته مزه مزه کند.

از لبخندي که بر چهره اش نشسته، پيداست طعم آن روزها خيلي «شيرين» بوده است.«مهدي حسني»، طرف ديگر اين قصه، ادامه حرف را پِي مي گيرد و مي گويد: امتحان نفس گيري بود اما کجايش را ديده ايد؟ همه زندگي ما با قرآن پيوند خورده، حتي ماه عسل مان هم قرآني بود...مسابقات کشوري قرآني در اردبيل؛ سال 80.

ادامه نوشته

کتاب الکترونیکی مهدویت

 

کتاب مخصوص موبایل (جاوا)

حکومت مهدوی و وظایف منتظران

( رایحه ی انتظار )

گردآورنده : قاسم مندوانی

برای دانلود روی لینک ذیل کلیک نمایید :

intzar.jar

دین و زندگی قرآن و تعلیمات دینی (3)





پيشينه غيبت



غيبت و نهان زيستي، پديده‌اي نيست كه براي اولين بار و تنها درباره آخرين حجّت پروردگار روي داده باشد بلكه از روايات فراوان استفاده مي‌شود كه تعدادي از پيامبران بزرگ الهي، بخشي از زندگي خود را در پنهاني و غيبت بوده‌اند و اين امر به جهت حكمت و مصلحت خدايي بوده و نه يك خواسته شخصي و يا مصلحت خانوادگي.

بنابراين غيبت يكي از سنّت هاي( 1 ) الهي است كه در زندگي پيامبراني همچون ادريس، نوح، صالح، ابراهيم، يوسف، موسي، شعيب، الياس، سليمان، دانيال و عيسي(عليهم السلام) جريان يافته است و هر يك از آن سفيران الهي به تناسب شرايط سالهايي را در غيبت بسر برده‌اند.( 2 )

به همين دليل است كه در روايات از غيبت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به عنوان يكي از سنت‌هاي پيامبران ياد شده است و يكي از دلايل غيبت آن حضرت، اجرا شدن سنّت انبياء(عليهم السلام) در زندگي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) شمرده شده است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«به راستي كه براي ]امامِ قائم از ما غيبتي است كه مدت آن طولاني خواهد بود. راوي گويد: دليل اين غيبت چيست‌اي فرزند رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم)؟»

حضرت مي‌فرمايد:

«خداوند مي‌خواهد سنت‌هاي انبياء در غيبت هايشان درباره آن حضرت روي دهد.» ( 3 )

از سخن فوق اين نكته نيز آشكار مي‌شود كه سخن از غيبت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) سال‌ها پيش از ولادت آن بزرگوار، مطرح بوده است و پيشوايان اسلامي از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) تا امام عسكري(عليه السلام) از غيبت آن حضرت و بعضي از خصوصيات آن و آنچه در زمان غيبت اتّفاق خواهد افتاد، خبر داده‌اند و نيز وظايفي را براي مردم مؤمن در آن زمان بيان داشته‌اند. ( 4 )

پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) فرموده‌اند:

«مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از فرزندان من است... براي او غيبتي است و حيرتي پريشاني تا آنگاه كه مردمان از دين‌هاي خود گمراه شوند پس در آن زمان مي‌آيد مانند شهاب ثاقب ستاره‌اي روشن و تابان[؛ پس زمين را از عدل و داد پر مي‌كند همانگونه كه از ظلم و ستم آكنده باشد.» ( 5 )

 

-------------------------------------------

1. قرآن كريم در سوره‌هاي متعددي از جمله غافر، آيه58؛ فتح، آيه23 و اسراء، آيه77 سخن از سنّت الهى مطرح كرده است و از مجموع اينها استفاده مى شود كه مقصود از سنّت الهى قوانين ثابت و اساسى الهى است كه هرگز دگرگونى در آن روى نمى دهد. اين قوانين هم بر اقوام گذشته حاكم بوده است و هم بر اقوام امروز و آينده حكومت خواهد كرد. (تفسير نمونه، ج  17، ص 435، با تلخيص)

2. كمال الدين، ج 1، باب اول تا هفتم، ص 254 تا 300.

3. بحارالانوار، ج 52، ح 3، ص 90.

4ر.ك به منتخب الاثر، فصل دوّم، باب هاى 26 تا 29، صص 312 تا 340.

5كمال الدين، ج 1، باب 25، ح 4، ص 536.

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد

4e885417b3505bb3a9d86e1e730f3f06-425

برای تعجیل در ظهور آقا صلواتی عنایت فرمایید ...



سؤالات و پاسخ نهایی دین و زندگی (4) و (3)

 

برای دانلود سؤالات و پاسخ دین و زندگی ۴و ۳

مورخ ۲۵ / ۲ / ۹۲ روی لینک ذیل کلیک نمایید :

dini-p.pdf

dini3-3nazari.pdf

فوتبال بازی کردن یک مرجع تقلید!!! + تصویر

فوتبال بازی کردن یک مرجع تقلید!+تصویر


او چندی پیش در دیداری محرمانه با هواداران خود، مدعی شده بود که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با خواهر او ازدواج کرده ...

به گزارش شفقنا به نقل ازشیعه آنلاین، دیگر کمتر کسی است در جهان عرب که حداقل یک بار نام "محمود الصرخی" معروف به "سید حسنی" را نشنیده باشد.

وی همان مرجع تقلید قلابی است که در گذشته نیروی سازمان اطلاعات و امنیت حزب بعث منحله عراق بوده و پس از سقوط رژیم "صدام" دیکتاتور سابق عراق، لباس روحانیت بر تن کرده و چند سالی است که در حال تلاش برای فتنه انگیزی در عراق است.

او که همواره ژست های بسیار معنوی و علمایی به خود می گیرد، در این تصویر در حال فوتبال بازی کردن و دنبال توپ دویدن است. "سیدحسنی" حتی در این بازی هم جرزنی کرده و چندین بار از پشت پیراهن دیگر بازیکنان را گرفته و تلاش کرده که از آنان جلو بزند.

لازم به ذکر است او چندی پیش در دیداری محرمانه با هواداران خود، مدعی شده بود که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با خواهر او ازدواج کرده و اکنون ایشان داماد خانوادگی "الصرخی" به شمار می رود.

بررسی های انجام شده نشان می دهد او از سوی سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی حمایت و پشتیبانی می شود و طرح اصلی او علاوه بر فتنه انگیزی، تخریب وجهه حضرت آیت الله سید "علی سیستانی" است اما بحمدالله تاکنون موفق به این کار نشده است.

www.shafaqna.com/persian

80 درصد ازدواج‌هاي اينترنتي به طلاق منجر مي‌شود


به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبرنگاران، امروزه با پيشرفت فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي با ظهور وب كم و تلفيق شبكه هاي اجتماعي با اينترنت و شكل گيري شبكه هاي اجتماعي مجازي و همچنين سرويس هايي كه اينترنت و فضاي مجازي در اختيار كاربران قرار مي دهد ارتباطات اجتماعي و جماعت هاي مجازي شكل گرفته است.  
اين ارتباطات با عمق يابي به ارتباطات فيزيكي و چهره چهره منتهي شده و اغلب مشكلات عمده و حتي فجايعي را رقم مي زند. از معضلات و پديده هاي جديد متكي به سايبر مي توان به ازدواج اينترنتي يا پيوندزناشوئي سايبري اشاره كرد كه در سالهاي اخير با رشد بسيار زيادي در بين جوانان روبرو بوده است.  
ازدواج هاي اينترنتي بدليل نوع آشنايي عمدتا بر پايه دروغ و تقلب و حيله شكل مي گيرد و از هر 10 ازدواج اينترنتي ، 8 ازدواج منجر به طلاق شده كه علت آن را مي توان به ويراني كاخ هاي آرزو و تباه شدن روياهاي اينگونه زوج ها پس از ازدواج مرتبط دانست.  
عمده آسيب ها و پيامدها اين محيط متوجه دختراني است كه در سراب يک زندگي رويايي كه ساخته و پرداخته در فضاي مجازي است ، صادقانه با فرد مقابل خود ارتباط برقرار كرده و متاسفانه از گفتن جزئي ترين اسرار زندگي خود در فضاي سايبر ابائي نداشته و خصوصي ترين تصاوير خود را نيز براي فرد مقابل ارسال مي كنند.  
سوءاستفاده و اخاذي توسط مجرمان و حتي غوطه ور شدن در وادي فساد ، فحشاء ، بدگماني و سوء ظن شديد توسط شريک زندگي در آينده و در نتيجه در زندگي مشترک آينده از جدي ترين آسيب هاي اين فضا براي دختران است هر چند پسران نيز از اين پيامدها مصون نيستند.  
در عصر سايبر ، انسان خود را پنهان در دنياي ارتباطات ديده و از گفتن هر حرفي در اين فضا ترس به خود راه نمي دهد وليكن بعد از آنكه اين دروغ ها و حرفهاي پوچ خريداري پيدا نمود بازگشتن از حرفهاي گفته شده براي فرد دشوار بوده و اگر ازدواج اينترنتي هم در پي دوستي اينترنتي شكل بگيرد يک ازدواج ناموفق و شكست خورده رقم خواهد خورد.  
در موارد عديده از حرفها و تصاوير و فيلم هاي رد و بدل شده از طريق ايميل ، چت و يا وب كم سوء استفاده شده و پرونده هاي بسيار زيادي از قربانيان اينگونه جرائم در پليس فتا تشكيل مي شود که اغلب انتشار اين تصاوير در اينترنت حجم خسارات معنوي و حيثيتي بسيار وسيعي را متوجه قرباني مي كند.  
حتي مشاهده شده دختران و زناني جهت تامين وجه براي اخاذان به سرقت از خانواده خود دست مي زنند و در مواردي تا مرز خود كشي نيز پيش رفته اند ،حتي در ملاقات هاي اينترنتي جرائمي چون قتل نيز اتفاق افتاده است./ز 

فایل های بی نظیر مهدویت شناسی !



سؤالات مستمر دین و زندگی (3)



dini3-mombeini.pdf


ادامه نوشته

جزوه ی دین و زندگی (3) از درس 9 تا 16


این جزوه به درخواست تعدادی از دانش آموزان دوباره قرار داده شده است !


سؤالات درس به درس دين و زندگي 3 چاپ90.pdf

آیا در اروپا هم پیامبرانی مبعوث شدند، اگر شدند چه کسانی بودند؟


یکی از اصول قطعی قرآن، بعثت انبیا در میان امت ها برای ایفای نقش هدایت و رهبری جامعه است.

خداوند انسان را خلق و او را از نعمت های بی شماری از جمله نعمت عقل و اندیشه و خرد بهره مند ساخته است. و در ازای نعمت های فراوانی که به او عطا نموده تکالیفی نیز از او خواسته است، گر چه این تکالیف نیز به نوبه خود از بزر گ ترین نعمت های الاهی اند.

لازمه تکلیف این است که از طرف خداوند پیامبرانی برای ابلاغ وظایف و دستورات به سوی انسان فرستاده شده باشند و الا تکلیف معنا ندارد.

قرآن کریم در آیات مختلف می فرماید هر جا که مردمی زندگی می کرده اند، از سوی خداوند پیامبرانی برای هدایت آنها فرستاده شده است. البته در قرآن مجید فقط نام تعداد محدودی از آنها آمده است. چنانچه خود قرآن می فرماید: "و پیامبرانى که سرگذشت آنها را پیش از این، براى تو باز گفته‏ایم و پیامبرانى که سرگذشت آنها را بیان نکرده‏ایم ...".[1] این که هر قوم و امتی دارای دین بوده اند مورد تائید دین شناسان هم هست.

سنت خداوند بر این بوده است که در میان هر گروه و قومی شخصی را برای هدایت آنها برانگیزاند. چنان که در قرآن کریم می فرماید: "به تحقیق که میان هر امتی رسولی برانگیخته و مبعوث کردیم...".[2] این مضمون در آیات دیگری از قرآن کریم نیز رسیده است.[3] پس مسلم است هر کجای جهان که اقوامی زندگی می کرده اند پیامبرانی هم برای هدایتشان مبعو ث شده اند،[4] اما در آیات قرآن و در روایات ائمه نام همه آنان ذکر نشده است. اجمالا در بعضی از روایات ما آمده است که خداوند 124000و در بعضی دیگر "8000" به همراه معجزه و دلیل برای هدایت مردم فرستاده است.[5] قرآن مجید تنها از 25 تن از انبیای الاهی نام برده است. شاید به همین تعداد و یا کمتر در روایات آمده باشد. این تعداد اندک کجا و "124000و یا "8000 "که در روایات به عنوان عدد انبیا آمده است کجا؟ این قرآن است که در یک جا می فرماید: "ما داستان بعضی از پیامبران را نقل کردیم و داستان بعضی دیگر را نقل نکردیم".[6] در جای دیگر بیان می دارد: "ما پیش از تو رسولانى فرستادیم سرگذشت گروهى از آنان را براى تو بازگفته، و گروهى را براى تو بازگو نکرده‏ایم...".[7] و همه اینها می تواند موید این گفته دین شناسان باشد که در بین همه اقوام، دینی وجود داشته است.

رابرت هیوم در کتاب ادیان زنده جهان می گوید: در تاریخ بشر هرگز قبیله ای وجود نداشته که به گونه ای دین نداشته باشد. وی می گوید: دین وجه امتیاز اصلی بشر (با حیوانات) است.[8] طبیعتا باید میان ادیان زنده جهان و دین هایی که امروزه از بین رفته اند فرق گذاشت. وی می گوید: آسیا محل تولد تمام ادیان زنده جهان است.[9] اما از تعدادی از ادیان مرده در بقیه نقاط جهان نام می برد که نشان می دهد انبیا به عنوان دارندگان دین الاهی در همه مکان هایی که انسان هایی زندگی کرده اند وجود داشته اند. وی می گوید: "... ادیان مصر قدیم در افریقا، ادیان مکزیک و پروی باستان در امریکا و ...". [10]

پس به طور قطع پیامبران کثیری بوده اند که خداوند نام آنها را در قرآن نبرده است.[11] آنچه قرآن مجید بیان شده صرفا سرگذشت پیامبرانی است که در منطقه خاورمیانه بوده اند. شاید هدف قرآن از ذکر این دسته از انبیا، استفاده های تربیتی مردم از سر گذشت آنان بوده است؛ زیرا تنها تاریخ و آثار اقوام اینان در دسترس مردم آن زمان بوده و شناخت شان برای مردم آن زمان آسان تر بوده است. بر همین اساس قرآن در جاهایی که از این پیامبران نام می برد، مردم را به دیدن آثار و ویرانه های تمدن اقوامی که آن پیامبران را انکار می کردند، دعوت می کند و می فرماید: "در زمین مسافرت کنید و عاقبت کسانی را که تکذیب کردند ببینید".[12] (و از آنان عبرت بگیرید). از این جهت اگر حکایت حضرت موسی بیشتر به میان آمده مناسبتهایی است که برای عبرت دیگران تذکّر آن لازم بوده است و روبروییهایی است که مسلمانان با اهل کتاب داشتهاند.

این احتمال نیز داده شده است که؛ ظهور تمدن‏های مختلف در خاورمیانه بوده است و به گفته باستان شناسان و کسانی که در تاریخ تمدن اقوام و ملل مطالعه می‏کنند، اولین نمونه‏ها در این منطقه شکل گرفته است. از این رو ضرورت بعثت پیامبران در این منطقه را در پی داشته است.

البته باید توجه داشت که شرایط و ملاحظات بسیار در انتخاب و گزینش پیامبر مورد ملاحظه است که خداوندِ باعث الانبیاء خود از آن آگاه است. شاید بتوان گفت که در سرزمینهایی؛ مانند فلسطین، جزیرة العرب، مکّه و مدینه، رجال دین و مردان خدا و کسانی که آمادگی قبول دعوت حق را داشته باشند بیشتر پرورش مییافتهاند. چنان که مثلاً در یونان، فلاسفه بیشتر زمینه پیدایش داشتهاند. در هر حال این امری است الاهی و خدا از همه داناتر به آن است. هر چه که باشد و به هر جهتی که باشد، این پیامبرانی که در قرآن مجید یاد شدهاند، از این سرزمین های مبارک برخاستهاند و در این جای هیچ بحثی نیست که همه ادیان بزرگ موجود در جهان امروز، در خاورمیانه متولد شده اند و در طی قرون متمادی بقیه ادیان را در خود هضم کرده و پیروان آنها را به تبعیت از خود دعوت کرده اند. اگر امروز دینی؛ مانند مسیحیت در سراسر اروپا و قاره آمریکا طرفداران زیادی دارد، مسلماَ منشأ پیدایش آن مانند همه ادیان ابراهیمی در آسیا و به طور احض در خاورمیانه بوده است. امّا این بدان معنا نیست که پیامبران الاهی در بقیه نقاط جهان نبوده اند و اگر امروز غیر از این ادیان بزرگ، دینی دیگر یافت نمی شود، نشانه آن نیست که هرگز نبوده است، بلکه اگر با کاوش های قطعی تاریخی وجود پیامبری الاهی در غیر آسیا و خاورمیانه ثابت شود، به طور حتم مورد قبول واقع می شود. امروز به خوبی نشانه های از خداپرستی (اگر چه ضعیف و یا تحریف شده) در قبایل بدوی و یا سرخپوستان قاره آمریکا دیده می شود که نشانه از تعالیم پیامبران الاهی است.

بنابراین، از آغاز خلقت در هر جایی که انسانی زندگی می کرده، خداوند برای بیان و ابلاغ تکالیف خود به آنان پیامبران زیادی را فرستاده است، اما اسامی و سرگذشت همه آنها به صورت تفصیلی در کتاب های آسمانی و از جمله در قرآن بیان نشده است. البته این کار با توجه به اهدافی که قرآن تعقیب می کرده، لزومی هم نداشته است.[13]



[1] غافر، 78.

[2] نحل، 36.

[3] فاطر، 24؛ اسراء، 15؛ طه، 134.

[4] علاوه حکمت و عدالت الاهی لازمه‌اش هدایت آحاد ملت ها در هر عصر و نسلی است.

[5] بحارالأنوار، ج 11 ، ص 21.َ قال الطبرسی (ره) روی عن علی ع أنه قال بعث الله نبیا أسود لم یقص علینا قصته و اختلف الأخبار فی عدد الأنبیاء فروی فی بعضها أن عددهم مائة ألف و أربعة و عشرون ألفا و فی بعضها أن عددهم ثمانیة آلاف نبی أربعة آلاف من بنی إسرائیل و أربعة آلاف من غیرهم بِآیَةٍ أی بمعجزة و دلالة...

[6] نساء،164 .

[7] غافر ، 78. "وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ...".

[8] رابرت هیوم، ادیان زنده جهان، ص 17.

[9] همان ص 30.

[10] همان ص 29.

[11] نک: آموزش عقاید،مصباح یزدی، ص 237.

[12] نحل، 36.

[13] اقتباس از پاسخ: شماره 546 (سایت: 596).


منبع :

http://islamquest.net

در قرآن کریم مسلمان به چه معناست؟


در اصطلاح قرآن، مسلمان به معنای تسلیم مطلق در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هر گونه شرک و دو گانه پرستی است و به همین جهت است که قرآن کریم حضرت ابراهیم (ع) را مسلمان معرفی می کند.

از آن جا که دین در پیش گاه خدای متعال، اسلام است «ان الذین عندالله الاسلام» بنابراین همه ی کسانی که دین خدا را در زمان خودشان پذیرفته باشند و مطیع دستورات الاهی باشند مسلمان اند.

یعنی طبق نظر قرآن تمام پیروان ادیان آسمانی در زمان خودشان مسلمان بودند؛ و مسیحی ها، یهودی ها و ... تا زمانی که دینشان به سبب دین جدید نسخ نشده بود، مسلمان بودند؛ چرا که تسلیم پروردگار بودند و اگر یهودی یا مسیحی به آنها گفته می شد به اعتبار پیامبرانشان بود و گرنه همان گونه که بیان کردیم به تمام ادیان الاهی اسلام اطلاق می شود و آنها تنها در شریعت متفاوتند.

بله امروزه مسلمان به پیروان دین خاتم اطلاق می شود، چرا که آنان با پذیرفتن دین اسلام و اعتقاد به تمام پیامبران و شرایع آسمانی، تسلیم بودن خود را در برابر پروردگار اعلام کرده اند. طبق این معنا اکنون به پیروان ادیان دیگر مسلمان گفته نمی شود؛ زیرا که با نپذیرفتن دین خاتم، از تسلیم در برابر خدا سرپیچی کردند و وصف مسلمانی و تسلیم بودن را از خودشان دور کردند.

البته؛ مسلمان واقعی کسی است که هم به زبان و هم در عمل تسلیم احکام و دستورات الاهی باشد؛ یعنی هم به زبان اقرار به وحدانیت خدا و رسالت پیامبران و پیامبر خاتم داشته باشد و هم در عمل به احکام و دستورات دینی اعم از قوانین اجتماعی نظیر مراعات حقوق دیگران، احترام به حقوق شهروندی و ... و احکام فردی مانند نماز، روزه و... پایبند باشد. در قرآن از مسلمان واقعی به مومن تعبیر می شود.

پاسخ تفصیلی

برای روشن شدن معنای مسلمان در فرهنگ قرآن ضروری است، ابتدا معنای اسلام بررسی و تبین شود .

واژه ی "اسلام" مصدر باب افعال از "س ل م" به معنای صحت، عافیت و دوری از هر گونه عیب، نقص و فساد است و در باب افعال دارای معانی زیر است:

انقیاد، اطاعت و امتثال امر و نهی بدون هیچ گونه اعتراض.[1]

قرآن هم در این معنای وسیع، اسلام را استعمال کرده است، آن جا که می فرماید: تمام کسانی که در آسمان و زمین هستند، یا تمام موجوداتی که در آسمان و زمین هستند، مسلمان و در برابر فرمان خدا تسلیم اند از روی (اختیار، یا اجبار) تکویناً یا تشریعاً.[2]

اما اسلام انسان براى خداى تعالى، وصف رام بودن و پذیرش انسان است، نسبت بهر سرنوشتى که از ناحیه خداى سبحان برایش تنظیم مى‏شود، چه سرنوشت تکوینى، از قدر و قضاء و چه تشریعى از اوامر و نواهى و غیر آن.[3]

بنابراین، اسلام وصفی خاص با مفهومی مستقل در کنار اوصافی چون ایمان و احسان است.

 

در اصطلاح، اسلام بر شریعت پیامبر خاتم (ص) اطلاق شده است.[4]

رابطه ی میان معنای اصطلاحی و معنای لغوی اسلام این است که دین اسلام سراسر طاعت و تسلیم در برابر خداوند و پذیرش و انقیاد اوامر، بدون هیچ گونه اعتراضی است.[5]

در فرهنگ قرآن، مسلمان تنها به پیرامون پیامبر اسلام (ص) اطلاق نمی شود، بلکه اسلام به معنای وسیع کلمه (معنای لغوی)، تسلیم مطلق در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هر گونه شرک و دو گانه پرستی است و به همین جهت است که قرآن کریم حضرت ابراهیم (ع) را مسلمان معرفی می کند.[6]

و اگر خدای متعال به پیامبر اسلام(ص) می فرماید: بگو هر آینه من مأمورم که نخستین کس باشم که تسلیم امر خدا شده باشد[7].

اوّلین مسلمان در این جا، به معنای تسلیم مطلق در برابر خداوند در میان امت خود، است (معنای اصطلاحی) و گرنه شکی نیست که پیامبران گذشته و پیروانشان هم، مسلمان و تسلیم در برابر فرمان الاهی بودند.

بهر حال، آنچه را که ازآیه ی 85 سوره ی آل عمران (هر کس غیر از اسلام را دین خود برگزیند، از او پذیرفته نیست)، هم چنین از آیه ی 3 سوره ی مائده (امروز دین شما را به کمال رساندم ...و اسلام را دین شما برگزیدم) استفاده می شود، مسلمان به پیروان دین اسلام اطلاق می شود؛ زیرا که آنان با پذیرفتن دین اسلام و اعتقاد به تمام پیامبران و شرایع آسمانی، تسلیم بودن خود را در برابر پروردگار اعلام کرده اند. طبق این معنا، اکنون به پیروان ادیان دیگر مسلمان گفته نمی شود؛ زیرا که با نپذیرفتن دین خاتم از تسلیم در برابر خدا سرپیچی کردند و صفت مسلمانی و تسلیم بودن را از خودشان دور کردند. پس مسلمان به معنای خاص به کسانی گفته می شود که به یگانگی خدا و به رسالت پیامبر اسلام (ص) اقرار داشته باشند، اگر چه به بسیاری از احکام و دستورات دینی پایبند نباشند. این معنا از- آیه ی 1 سوره ی حجرات - هم استفاده می شود. آن جا که عده ای از اعراب آمدند خدمت پیامبر (ص) و برای آن که بر آن حضرت منت بگذارند، گفتند: ما ایمان آورده ایم و مؤمن شدیم. از طرف خدای متعال به پیامبر وحی شد به آنها بگو که ایمان نیاوردید. بلکه بگویید اسلام آوردیم و مسلمان شدیم. البته این اسلام و مسلمانی، ظاهری است، نه واقعی. مسلمان واقعی کسی است که هم به زبان و هم در عقیده و هم در عمل تسلیم احکام و دستورات دینی باشد؛ یعنی هم به زبان اقرار به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر (ص) داشته باشد و هم در عمل اوامر و نواهی خداوند را اجرا کند.

مسلمان واقعی کسی است که به احکام دینی اعم از قوانین اجتماعی، نظیر حق الناس، حقوق شهروندی و... و احکام فردی مانند نماز، روزه، و ... پایبند باشد.



[1]. النکت و العیون، (تفسیرماوردی)، ج 1، ص 379 – 380.

[2]. تفسیر نمونه، ج 2، ص 643.

[3] .طباطبائی، محمد حسین، المیزان (ترجمه)، ج 1، ص 454.

[4]. الوجوه و النظائر، ج 1، ص 248.

[5]. مبادی الاسلام، ص 7.

[6]. آل عمران، 67.

[7]. انعام، 14.


منبع :

http://islamquest.net

آیا صلوات فرستادن بر غیر حضرت محمد (ص) «اللهم صل علی فلان» جایز است؟


لغت دانان واژۀ (صَلّ) را به معنای درود گرفته اند؛[1] لذا وقتی بر شخص یا اشخاصی صلوات می فرستیم، به این معنا است که برای آنان درود و رحمت را خواستاریم.

صلوات رایج، صلواتی است که بر پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) فرستاده می شود؛ صلوات بر پیامبر بر اساس دستوری است که در قرآن آمده است: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَئکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلىَ النَّبىِ‏ِّ  یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَیْهِ وَ سَلِّمُواْ تَسْلِیمًا».[2] و صلوات بر آل محمد نیز براساس منابع روایی است.[3]

در قرآن به پیامبر نیز خطاب شده است که بر بعضی صلوات بفرستد: «خُذْ مِنْ أَمْوَالهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِم بهِا وَ صَلّ‏ِ عَلَیْهِم».[4] در روایات نیز صلوات بر غیر پیامبر وجود دارد؛ از جمله صلواتی که پیامبر بر دیگران فرستاده است: «زمانی که ابو اوفی زکات خود را پرداخت کرد، پیامبر فرمود: اللَّهُمَّ صَلِ‏ عَلَى‏ آلِ‏ أَبِی‏ أَوْفَى.[5] در دعای ام داوود نیز بر بسیاری از انبیا و پیروان آنها صلوات فرستاده شده است.[6] موارد دیگری نیز وجود دارد که صلوات بر غیر پیامبر و اهل بیت (ع) فرستاده شده که تعدادی از آنها را ذکر می کنیم:

«اللَّهُمَ‏ صَلِ‏ عَلَى‏ الْعَبَّاسِ عَمِّ نَبِیِّک‏»؛[7] «اللّهم‏، صلّ‏ على‏ الأئمّة من ولده و القوّامین بأمرک من بعده المطهّرین الذین ارتضیتهم أنصارا لدینک‏»؛[8] و ... .

از این آیات و روایات به دست می آید که صلوات بر غیر پیامبر اسلام نیز جایز است. البته توجه به این نکته ضروری است که امروزه صلوات بر پیغمبر و اهل بیت او نماد و شعاری برای مسلمانان شده و نباید صلوات های دیگر در کنار این صلوات قرار گیرند و شعار مسلمانان کم رنگ شود.

 


[1]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 14، ص 465، دار صادر، چاپ سوم، بیروت‏، سال 1414 ق‏‏.

[2]. احزاب، 56.

[4]. توبه، 103.

[5]. ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج 2، ص 40، دار سید الشهداء للنشر، قم، چاپ اول، 1405 ق.

[6]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 11، ص 59، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ دوم، 1403 ق.

[7]. حسن بن على علیه السلام، امام یازدهم، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام، ص 21، مدرسة الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف، ایران- قم، چاپ اول، 1409 ق.

[8]. ابن عقده کوفى، احمد بن محمد، فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام، ص 142، دلیل ما، قم، چاپ اول، 1424 ق.



منبع :

http://islamquest.net

القاب امام دوازدهم (ع)



برخى لقب‏ هاى مشهور ايشان عبارت است از :مهدى ، قائم ، منتظَر ، بقية‏ الله ، صاحب الزمان،صاحب الامر و معروف ‏ترين آنها (مهدى) است.

هر يك از اين القاب بيانگر پيام ويژه‏ اى در مورد آن وجود مقدس است. آن بزرگوار را (مهدى) می گویند ، زيرا هدايت شده ‏اى است كه مردم را به تمامى امور پنهان هدايت می نماید.(1) و (قائم) می نامند، چون براى حق و عدل قيام خواهد كرد.(2)(منتظَر) ناميده ‏اند؛ زيرا مؤمنان انتظار مَقْدم او را دارند(3) و (بقية ‏الله) خطاب می کنند چون كه ذخيره خداوند است.(4) (حجت) می نامند از آن رو كه حجت و گواه خدا بر خلق است(5) و (صاحب‏ الزمان) می گویند، چرا كه واسطه فيض خداوند و حلقه ارتباط مردم و خدا است، و (صاحب الامر) می خوانند؛ زيرا امر ولايت در اختيار او و حاكميت براى او است.

------------------------------------------------

1. شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص 471؛ نعمانى، الغيبة، ص 237 و... .

2. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 30.

3. ر.ك: شيخ صدوق، كمال‏الدين، ج 2، ص 378، ح 3.

4. ر.ك: همان، ج 2، ص 384، ح 1.

5. شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 202، ح 169.

فایل های مهدویت



1.pdf

3.pdf


منبع :

http://www.mahdaviat.org


پیام و نکات آیات دین و زندگی (3)



Payamha3-Dars1_16_2.pdf